صبح کلافه بیدار شدم بعدم که اشکان صبحونشو نخورد و دائم بهونه گیری میکرد حساااابی ریختم بهم و عصبانی شدم
بعد به خودم اومدم که آهاا
ای مامانه چه خبرته سر صبحی
اینجوری بداخلاق باشی و
ای به حال غروب جمعه !
برچسب:
نویسنده: النا قنبریپور
تاريخ: شنبه
20 بهمن
1397 ساعت: 4:22